بایگانی ماهانه: مه 2011

اون سوسکه تو نیک و نیکو که هی یه چیزی گوله می کرد و قل می داد!

امروز دم غروب بعد مدتها  که اصلا هیچ وقت نکرده بودم پنج دقیقه یه جا بشینم و فکر کنم رفتم تو  باغ پشت خونه نشستم . با یه نخ سیگار و یه لیوان شیر چایی که کشف تازه امه. همین … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه